مادرگفت : نرو ، بمان!دلم میخواهد پسرم عصاے دستم باشد...گفت : هرچه تو بگویے فقط یڪ سوال!میخواهے پسرت عصاے این دنیایت باشدیا آن دنیا؟مادرش چیزی نگفت و با اشڪ بدرقه اش ڪرد....
برچسب: خاطره, نویسنده: آیلین نجفی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:23